بار الهی!!!
خدایا!
هر بار که تو را خواندم پاسخم گفتی
هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی
هرگاه اطاعتت کردم قدردانی نمودی
وهر زمان که شکرت را به جا آوردم بر نعمتهایم افزودی
واینها همه چیست؟جز نعمت تمام وکمال و احسان بی
پایان تو؟
من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی
به یادآورم وبه خاطر بسپارم؟
خدایا! الطاف خفیه ات ومهربانی های پنهانی ات
بیشتروپیشترازنعمتهای آشکار توست
خدایا!من را آزرمناک خویش قرار ده آن سان که انگار می
بینمت.آنگونه حیامندم کن که گویی حضور عزیزت را احساس می کنم
خدایا!
من را با تقوای خودت سعادتمند گردان
وبا مرکب نافرمانی ات به وادی شقاوت وبدبختی ام
مکشان
در قضایت خیرم را بخواه
وقدرت برکاتت را بر من فروریز تا آنجا که تاخیر را در تعجیل
های تو وتعجیل را در تاخیرهای تو نپسندم.آنچه را که
پیش می اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند وآنچه را که
بازپس می نهی من را به شکوه وگلایه نکشاند.
پروردگار من!
من را از هول وهراس های دنیا وآخرت رهایی ببخش
ومن را از شر آنان که در زمین ستم می کنند در امان بدار
خدایا!
به که واگذارم می کنی؟
به سوی که می فرستی ام؟
به سوی آشنایان ونزدیکان؟تا از من ببرندو روی برگردانند
یا به سوی غریبان وغریبگان تا گره درابرو بیفکنند مرا از
خویش برانند؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهندو خواری ام را
طلب می کنند؟
...من به سوی دیگران دست دراز کنم؟در حالی که خدای
من تویی وتویی کارسازوزمامدار من.
....ای توشه وتوان سختی هایم!
ای همدم تنهایی هایم!
ای فریادرس غم ها وغصه هایم!
ای ولی نعمت هایم!
ای پشت وپناهم در هجوم بی رحم مشکلات !
ای مونس ومامن ویاورم در کنج عزلت وتنهایی وبی
کسی!
ای تنها امید وپناهگاهم در محاصره اندوه وغربت
وخستگی!ای کسی که هرچه دارم ازتوست واز کرامت
بی انتهای تو!
تو پناهگاه منی
تو مامن منی
وقتی که راهها ومذهبها با همه فراخی اش مرا به عجز
می کشانندو زمین با همه وسعتش بر من تنگی می
کندو...
اگر نبود رحمت تو بی تردید
من از هلاک شدگان بودم
واگر نبود محبت تو بی شک
سقوط و نابودی تنها پیش
روی من می شد
ای زنده!
ای معنای حیات زمانی که
هیچ زندهای در وجود نبوده
است
خدای من! خواندمت پاسخم گفتی
از تو خواستم عطایم کردی
به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی
به تو تکیه کردم نجاتم دادی
به تو پناه آوردم کفایتم کردی
خدایا!
از خیمه گاه رحمتت بیرونمان نکن
از آستان مهرت نومیدمان مساز
آرزوهاوانتظارهایمان را به حرمان مکشان
از درگاه خویشت ما را مران
ای خدای مهربان!
بر من روزی حلالت را وسعت ببخش
وجسم ودینم را سلامت بدار
ای آنکه:
در بیماری خواندمش وشفایم داد
در جهل خواندمش شناختم عنایت کرد
در تنهایی صدایش کرم وجمعیتم بخشید
در غربت طلبیدمش وبه وطن بازم گرداند
در فقر خواستمش وغنایم بخشید
من آنم که بدی کردم
من آنمن آنم که گناه کردم
من آنم که به بدی همت گماشتم
من آنم که در جهالت غوطه ور شدم
من آنم که غفلت کردم
م که پیمان بستم وشکستم
من آنم که بدعهدی کردم
و اکنون بازگشته ام
بازآمده ام
با کوله باری از گناه اقرار به گناه
پس تو در گذر ای خدای من!



